![]() |
|||||||||
| |||||||||
|
|
#1 |
|
مدیر کل انجمن
مدیر و سرپرست انجمن ها
|
پدر آن تيشه كه بر خاك تو زد دست اجل
تيشه اي بود كه شد باعث ويراني من يوسف ات نام نهاداند و به گرگ ات دادند مرگ گرگ تو شد اي يوسف كنعاني من مه گردون ادب بودي و در خاك شدي خاك زندان تو گشت, اي مه زنداني من از ندانستن من دزد قضا آگه بود چون تو را برد بخنديد به ناداني من آن كه در زير زمين داد سرو سامانت كاش مي خورد غم بي سرو ساماني من به سر خاك تو رفتم خط پاكش خواندم آه از اين خط كه نوشتند به پيشاني من رفتي و روز مرا تيره تر از شب كردي بي تو در ظلمتم اي ديده ی نوراني من بي تو اشك غم و حسرت همه مهمان منند قدمي رنجه كن به مهماني من دهربسيار چو من سر به گريبان ديده است چه تفاوت اش كند سر به گريباني من عضو جمعيت حق گشتي و ديگر نخوري غم تنهايي مهجوري وحيراني من گل وريحان كدامين چمنت بنمودند كه شكستي قفس اي مرغ گلستاني من من كه قدر گهر پاك تو مي دانستم زچه مفقود شدي اي گهر كاني من منكه آب تو زسر چشمه دل ميدادم آب ورنگت چه شد اي لاله نعماني من من يكي مرغ غزل خوان تو بودم چه فتاد كه دگر گوش نداري به نوا خواني من گنج خود خوانديم ورفتي و بگذاشيم هي عجب بعد تو باكيست نگهباني من؟
__________________
داروگ نوعي قورباغه است كه نويد بارش باران مي دهد
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می رسد باران؟ ویرایش توسط darvag : 02-06-2010 در ساعت 04:58 PM |
| خاموش |
|
![]() |
| علاقه مندی ها (بوک مارک ها) |
| برچسب ها |
| كه, پدر, آن, اجل, بر, تو, تيشه, خاك, دست, زد |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|